{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیری ست ذهنم

دیری ست ذهنم


از هم آغوشی با واژه ها هیچ نمی زاید


یا خبری ست، از نازایی ذهنم


یا واژگان به یغما رفته اند


به یغمای نگاه شوریده تو


جان من


ندانستی زمین خورده ی چشمان تو


تاراج نمی خواهد...
دیدگاه ها (۱)

ایــــن بــــــارحتــــــی اگــــــر از دلــــتنـــگی دق کنـ...

داغـــــے ڪ پشـــــت باورم گـــــذاشــــــــــت انـــــقدر ج...

ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺭﺍ ﺩﺍﺭ ﺯﺩﻡﺗﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﻨﻮﯾﺴﺪ ... ﺍﯾﻨﺠﺎ ، ﺑﺪ ، ﺳﺮ...

وقتی ماندنت به لجن می نشیندوقتی بودنت کپک بزندرفتن منطقی تری...

در این #سکوتکه از نغمه‌های پیش از ماخالی‌ستتو می‌رسىچنان که ...

شادي هميشه سهم خودت غم غنيمت استشادي اگر زياد اگر كم غنيمت ا...

سرویم در مقابل طوفان علی‌الأصولکوهیم غیر قابل کتمان علی‌الأص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط