{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من کفش نداشتم و مدام شکایت می کردم، تا اینکه روزی مردی را

من کفش نداشتم و مدام شکایت می کردم، تا اینکه روزی مردی را دیدم که پا نداشت
دیدگاه ها (۲)

اگه گفتی پس از مرگ مدیر عامل گوگل (البته بعد از صد و بیست سا...

معلم از شاگردش می پرسه: ۵ + ۵ چند میشه؟شاگردش یه کم فکر میکن...

انسان = خواب + خوراک + کار + تفریحالاغ = خواب + خوراکپسانسان...

زاغکی قالب پنیری دید"از همان پاستوریزه های سفید!پس به دندان ...

هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم روزی، فیلمی که لنز دوربین از سینه‌زنی ...

وضعیتم چون برقا رفته بود و من نت نداشتم قبل اینکه برقا بره آ...

وضعیتم چون برقا رفته بود و من نت نداشتم قبل اینکه برقا بره آ...

ادیتم چطور و اینکه چرا دومی رو گذاشتم ادیتی که ازش کپی کردم ...

اوا قلم باز داشتیم من خبر نداشتم 😦🥀( فکر می کردم همه قلم ها ...

من ظهر جانگ اوک جونگ تموم کردم😢و غروب آیدل من دبیوی منو دیدم...

دیروز رفتیم بیرون یه گربه دیدم همینجوری نگاش می کردم آخرش شک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط