یه مهد کودک نزدیک خونمونه که یه
یه مهد کودک نزدیک خونمونه که یه
ناظم غرغرو داره یه روز داشت داد میزد
امیر موی مهتارو نکش!!
امیر به وسایل فاطمه دست نزن!!
امیر تو حیاط ندو!!
امیر بی ادبی نکن!!
امیر خمیر بازی آیدا رو بده!!
بابام خواب بود از خواب پرید سرشو
بیرون پنجره کرد
گفت امیر توله سگ دهن مارو سرویس
کردی گمشو یه گوشه بتمرگ!!
ناظم غرغرو داره یه روز داشت داد میزد
امیر موی مهتارو نکش!!
امیر به وسایل فاطمه دست نزن!!
امیر تو حیاط ندو!!
امیر بی ادبی نکن!!
امیر خمیر بازی آیدا رو بده!!
بابام خواب بود از خواب پرید سرشو
بیرون پنجره کرد
گفت امیر توله سگ دهن مارو سرویس
کردی گمشو یه گوشه بتمرگ!!
- ۲.۲k
- ۳۱ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط