الحمد لله الذی لیس لقضآئه دافع ولا لع
اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی لَیسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ وَلا کصُنْعِهِ
ستایش خاص خدایی است که نیست برای قضا و حکمش جلوگیری و نه برای عطا و بخششش مانعی و نه مانند ساخته اش
صُنْعُ صانِعٍ وَهُوَ الْجَوادُ الْواسِعُ فَطَرَ اَجْناسَ الْبَدائِعِ واَتْقَنَ
ساخته هیچ سازنده ای و او است بخشنده وسعت ده که آفرید انواع گوناگون پدیده ها را و
بِحِکمَتِهِ الصَّنائِعَ لا تَخْفی عَلَیهِ الطَّلایعُ وَلا تَضیعُ عِنْدَهُ الْوَدائِعُ
به حکمت خویش محکم ساخت مصنوعات را طلایه ها(ی عالم وجود) بر او مخفی نیست و امانتها در نزد او ضایع نشود
جازی کلِّ صانِعٍ وَرائِشُ کلِّ قانعٍ وَراحِمُ کلِّ ضارِعٍ وَمُنْزِلُ
پاداش دهنده عمل هر سازنده و سامان دهنده زندگی هر قناعت پیشه و مهربان نسبت به هر نالان ، فروفرستنده
الْمَنافِعِ وَالْکتابِ الْجامِعِ بِالنُّورِ السّاطِعِ وَ هُوَ لِلدَّعَواتِ سامِعٌ
هر سود و بهره و آن کتاب جامع که فرستادش بوسیله نور آن نور درخشان و او است که دعاها را شنواست
وَلِلْکرُباتِ دافِعٌ وَلِلدَّرَجاتِ رافِعٌ وَلِلْجَبابِرَةِ قامِعٌ فَلا اِلهَ غَیرُهُ وَلا
و گرفتاریها را برطرف کند و درجات را بالا برد و گردنکشان را ریشه کن سازد پس معبودی جز او نیست و
شَیْءَ یعْدِلُهُ وَلَیسَ کمِثْلِهِ شَیْءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُاللَّطیفُ الْخَبیرُ
چیزی با او برابری نکند و چیزی همانندش نیست و او شنوا است و بینا و دقیق و آگاه
وَهُوَ عَلی کلِّشَیْءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَرْغَبُ إِلَیکوَاَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیةِ لَک
و او بر هرچیز توانا است خدایا من بسوی تو اشتیاق دارم و به پروردگاری تو گواهی دهم
مُقِرّاً بِاَنَّک رَبّی وَ اِلَیک مَرَدّی اِبْتَدَاْتَنی بِنِعْمَتِک قَبْلَ اَنْ اَکونَ
اقرار دارم به اینکه تو پروردگار منی و بسوی تو است بازگشت من آغاز کردی وجود مرا به رحمت خود پیش از آنکه باشم
شَیئاً مَذْکورا وَخَلَقْتَنی مِنَ التُّرابِ ثُمَّ اَسْکنْتَنِی الاْصْلابَ آمِناً
چیز قابل ذکری و مرا از خاک آفریدی آنگاه در میان صلبها جایم دادی و ایمنم ساختی
لِرَیبِ الْمَنُونِ وَاخْتِلافِ الدُّهُورِ وَالسِّنینَ فَلَمْ اَزَلْ ظاعِناً مِنْ
از حوادث زمانه و تغییرات روزگار و سالها و همچنان همواره از
صُلْبٍ اِلی رَحِمٍ فی تَقادُمٍ مِنَ الاْیامِ الْماضِیةِ وَالْقُرُونِ الْخالِیةِ لَمْ
صلبی به رحمی کوچ کردم در ایام قدیم و گذشته و قرنهای پیشین
تُخْرِجْنی لِرَاْفَتِک بی وَلُطْفِک لی وَاِحْسانِک اِلَیَّ فی دَوْلَةِ اَئِمَّةِ
و از روی مهر و راءفتی که به من داشتی و احسانت نسبت به من مرا به جهان نیاوردی در دوران حکومت پیشوایان
الْکفْرِ الَّذینَ نَقَضُوا عَهْدَک وَکذَّبُوا رُسُلَکلکنَّک اَخْرَجْتَنی لِلَّذی
کفر آنان که پیمان تو را شکستند و فرستادگانت را تکذیب کردند ولی در زمانی مرا بدنیا آوردی که
سَبَقَلی مِنَ الْهُدَی الَّذی لَهُ یسَّرْتَنی وَفیهِ اَنْشَاءْتَنی وَمِنْ قَبْلِ ذلِک
پیش از آن در علمت گذشته بود از هدایتی که اسبابش را برایم مهیا فرمودی و در آن مرا نشو و نما دادی و پیش از
رَؤُفْتَ بی بِجَمیلِ صُنْعِک وَسَوابِغِ نِعَمِک فابْتَدَعْتَ خَلْقی مِنْ مَنِیٍّ
این نیز به من مهر ورزیدی بوسیله رفتار نیکویت و نعمتهای شایانت که پدید آوردی خلقتم را از منی
یمْنی وَاَسْکنْتَنی فی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ بَینَ لَحْمٍ وَدَمٍ وَجِلْدٍ لَمْ
ریخته شده و جایم دادی در سه پرده تاریکی (مشیمه و رحم و شکم ) میان گوشت و خون و پوست
تُشْهِدْنی خَلْقی وَلَمْ تَجْعَلْ اِلَیَّ شَیئاً مِنْ اَمْری ثُمَّ اَخْرَجْتَنی لِلَّذی
و گواهم نساختی در خلقتم و واگذار نکردی به من چیزی از کار خودم را سپس بیرونم آوردی بدانچه
سَبَقَ لی مِنَ الْهُدی اِلَی الدُّنْیا تآمّاً سَوِیاً وَحَفِظْتَنی فِی الْمَهْدِ طِفْلاً
در علمت گذشته بود از هدایتم بسوی دنیا خلقتی تمام و درست و در حال طفولیت و خردسالی
صَبِیاً وَرَزَقْتَنی مِنَ الْغِذآءِ لَبَناً مَرِیاً وَعَطَفْتَ عَلَیَّ قُلُوبَ
در گهواره محافظتم کردی و روزیم دادی از غذاها شیری گوارا و دل پرستاران را
الْحَواضِنِ وَکفَّلْتَنی الاُْمَّهاتِ الرَّواحِمَ وَکلاَْتَنی مِنْ طَوارِقِ الْجآنِّ
بر من مهربان کردی و عهده دار پرستاریم کردی مادران مهربان را و از آسیب جنیان
وَسَلَّمْتَنی مِنَ الزِّیادَةِ وَالنُّقْصانِفَتَعالَیتَ یا رَحیمُ یا رَحْمنُ حتّی
نگهداریم کردی و از زیادی و نقصان سالمم داشتی پس برتری تو ای مهربان و ای بخشاینده تا
اِذَا اسْتَهْلَلْتُ ناطِقاً بِالْکلامِاَتْمَمْتَ عَلَیَّ سَوابغَ الاِنْعامِ وَرَبَّیتَنی
آنگاه که لب به سخن گشودم و تمام کردی بر من نعمتهای شایانت را و پرورشم دادی
زایداً فی کلِّ عامٍ حَتّی إ ذَا اکتَمَلَتْ فِط
ستایش خاص خدایی است که نیست برای قضا و حکمش جلوگیری و نه برای عطا و بخششش مانعی و نه مانند ساخته اش
صُنْعُ صانِعٍ وَهُوَ الْجَوادُ الْواسِعُ فَطَرَ اَجْناسَ الْبَدائِعِ واَتْقَنَ
ساخته هیچ سازنده ای و او است بخشنده وسعت ده که آفرید انواع گوناگون پدیده ها را و
بِحِکمَتِهِ الصَّنائِعَ لا تَخْفی عَلَیهِ الطَّلایعُ وَلا تَضیعُ عِنْدَهُ الْوَدائِعُ
به حکمت خویش محکم ساخت مصنوعات را طلایه ها(ی عالم وجود) بر او مخفی نیست و امانتها در نزد او ضایع نشود
جازی کلِّ صانِعٍ وَرائِشُ کلِّ قانعٍ وَراحِمُ کلِّ ضارِعٍ وَمُنْزِلُ
پاداش دهنده عمل هر سازنده و سامان دهنده زندگی هر قناعت پیشه و مهربان نسبت به هر نالان ، فروفرستنده
الْمَنافِعِ وَالْکتابِ الْجامِعِ بِالنُّورِ السّاطِعِ وَ هُوَ لِلدَّعَواتِ سامِعٌ
هر سود و بهره و آن کتاب جامع که فرستادش بوسیله نور آن نور درخشان و او است که دعاها را شنواست
وَلِلْکرُباتِ دافِعٌ وَلِلدَّرَجاتِ رافِعٌ وَلِلْجَبابِرَةِ قامِعٌ فَلا اِلهَ غَیرُهُ وَلا
و گرفتاریها را برطرف کند و درجات را بالا برد و گردنکشان را ریشه کن سازد پس معبودی جز او نیست و
شَیْءَ یعْدِلُهُ وَلَیسَ کمِثْلِهِ شَیْءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُاللَّطیفُ الْخَبیرُ
چیزی با او برابری نکند و چیزی همانندش نیست و او شنوا است و بینا و دقیق و آگاه
وَهُوَ عَلی کلِّشَیْءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَرْغَبُ إِلَیکوَاَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیةِ لَک
و او بر هرچیز توانا است خدایا من بسوی تو اشتیاق دارم و به پروردگاری تو گواهی دهم
مُقِرّاً بِاَنَّک رَبّی وَ اِلَیک مَرَدّی اِبْتَدَاْتَنی بِنِعْمَتِک قَبْلَ اَنْ اَکونَ
اقرار دارم به اینکه تو پروردگار منی و بسوی تو است بازگشت من آغاز کردی وجود مرا به رحمت خود پیش از آنکه باشم
شَیئاً مَذْکورا وَخَلَقْتَنی مِنَ التُّرابِ ثُمَّ اَسْکنْتَنِی الاْصْلابَ آمِناً
چیز قابل ذکری و مرا از خاک آفریدی آنگاه در میان صلبها جایم دادی و ایمنم ساختی
لِرَیبِ الْمَنُونِ وَاخْتِلافِ الدُّهُورِ وَالسِّنینَ فَلَمْ اَزَلْ ظاعِناً مِنْ
از حوادث زمانه و تغییرات روزگار و سالها و همچنان همواره از
صُلْبٍ اِلی رَحِمٍ فی تَقادُمٍ مِنَ الاْیامِ الْماضِیةِ وَالْقُرُونِ الْخالِیةِ لَمْ
صلبی به رحمی کوچ کردم در ایام قدیم و گذشته و قرنهای پیشین
تُخْرِجْنی لِرَاْفَتِک بی وَلُطْفِک لی وَاِحْسانِک اِلَیَّ فی دَوْلَةِ اَئِمَّةِ
و از روی مهر و راءفتی که به من داشتی و احسانت نسبت به من مرا به جهان نیاوردی در دوران حکومت پیشوایان
الْکفْرِ الَّذینَ نَقَضُوا عَهْدَک وَکذَّبُوا رُسُلَکلکنَّک اَخْرَجْتَنی لِلَّذی
کفر آنان که پیمان تو را شکستند و فرستادگانت را تکذیب کردند ولی در زمانی مرا بدنیا آوردی که
سَبَقَلی مِنَ الْهُدَی الَّذی لَهُ یسَّرْتَنی وَفیهِ اَنْشَاءْتَنی وَمِنْ قَبْلِ ذلِک
پیش از آن در علمت گذشته بود از هدایتی که اسبابش را برایم مهیا فرمودی و در آن مرا نشو و نما دادی و پیش از
رَؤُفْتَ بی بِجَمیلِ صُنْعِک وَسَوابِغِ نِعَمِک فابْتَدَعْتَ خَلْقی مِنْ مَنِیٍّ
این نیز به من مهر ورزیدی بوسیله رفتار نیکویت و نعمتهای شایانت که پدید آوردی خلقتم را از منی
یمْنی وَاَسْکنْتَنی فی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ بَینَ لَحْمٍ وَدَمٍ وَجِلْدٍ لَمْ
ریخته شده و جایم دادی در سه پرده تاریکی (مشیمه و رحم و شکم ) میان گوشت و خون و پوست
تُشْهِدْنی خَلْقی وَلَمْ تَجْعَلْ اِلَیَّ شَیئاً مِنْ اَمْری ثُمَّ اَخْرَجْتَنی لِلَّذی
و گواهم نساختی در خلقتم و واگذار نکردی به من چیزی از کار خودم را سپس بیرونم آوردی بدانچه
سَبَقَ لی مِنَ الْهُدی اِلَی الدُّنْیا تآمّاً سَوِیاً وَحَفِظْتَنی فِی الْمَهْدِ طِفْلاً
در علمت گذشته بود از هدایتم بسوی دنیا خلقتی تمام و درست و در حال طفولیت و خردسالی
صَبِیاً وَرَزَقْتَنی مِنَ الْغِذآءِ لَبَناً مَرِیاً وَعَطَفْتَ عَلَیَّ قُلُوبَ
در گهواره محافظتم کردی و روزیم دادی از غذاها شیری گوارا و دل پرستاران را
الْحَواضِنِ وَکفَّلْتَنی الاُْمَّهاتِ الرَّواحِمَ وَکلاَْتَنی مِنْ طَوارِقِ الْجآنِّ
بر من مهربان کردی و عهده دار پرستاریم کردی مادران مهربان را و از آسیب جنیان
وَسَلَّمْتَنی مِنَ الزِّیادَةِ وَالنُّقْصانِفَتَعالَیتَ یا رَحیمُ یا رَحْمنُ حتّی
نگهداریم کردی و از زیادی و نقصان سالمم داشتی پس برتری تو ای مهربان و ای بخشاینده تا
اِذَا اسْتَهْلَلْتُ ناطِقاً بِالْکلامِاَتْمَمْتَ عَلَیَّ سَوابغَ الاِنْعامِ وَرَبَّیتَنی
آنگاه که لب به سخن گشودم و تمام کردی بر من نعمتهای شایانت را و پرورشم دادی
زایداً فی کلِّ عامٍ حَتّی إ ذَا اکتَمَلَتْ فِط
- ۳.۹k
- ۲۱ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط