{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آه از آن دلبر مه رو که وفادار نبود

آه از آن دلبر مه رو که وفادار نبود
عاشقی کرد ولی در طلب یار نبود

خواب و مستی زده در من که به دام افتادم
دیده ام دید ولی حیف که بیدار نبود

دلم از مستی خود با غم عشقش بنشست
آه از آن روز که این غمزده هشیار نبود

مطمئن بودم از او که نکند حاشایی
در پی رنج رساندن به دل زار نبود

ناگهان لب بگشود و همه جا حاشا کرد
پرده با هیچ کسی هر سر بازار نبود

راز ما را همه جا نقل مجالس می کرد
همدلم بود ولی محرم اسرار نبود

خود او گفت که با یار دگر بنشسته است
بهر دلجویی ما هم غم انکار نبود

از ازل بود که دل در ره عشقش می رفت
خبر از غصۀ در این حلقۀ پرگار نبود

همه پستی و بلندی گذر گردون است
در همه زندگی ام یک ره هموار نبود

هر چه هامون به مداوای دل تنها کرد
مرهمی بر دل غم دیدۀ بیمار نبود
دیدگاه ها (۱)

غزل عاشقانه زیبا......شماره(4)آه از آن دلبر مه رو كه وفادار ...

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کردچون بشد دلبر و با یار وفاد...

دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کردچون بشد دلبر و با یار وفا...

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کردچون بشد دلبر و با یار وفاد...

‌دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کردچون بشد دلبر و با یار وفا...

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کردچون بشد دلبر و با یار وفاد...

با هم - دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد چون بشد دلبر و ب...

اشعار زیبای حضرت حافظ شیرازی

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کردچون بشد دلبر و با یار وفاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط