{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست های کوچکش..

دست های کوچکش..
به زور به شیشه ی ماشین شاسی بلند حاجی میرسید التماس میکند:آقا آقا؟؟ ``دعا`` میخری؟؟
و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را میچرخاند و برای فرج آقا ``دعا`` میکند..
دیدگاه ها (۱)

نه توضیــــــح میخواهــــــم , نه توضیــــــح می دهـــمنه دن...

#خستم #از #کل #شهر

#رفیق

................

أشـهـد إن علــي ولـي اللهتا صدای #اذان از گلدسته ها بلند میش...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆الیس اروم از دست اون مرد فرار کرد داخل یه مغازه ی اکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط