{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زحال هرکه پرسم در این عالم غمی دارد

زحال هرکه پرسم در این عالم غمی دارد
غم عشق آرزومندم که شیرین عالمی دارد
ز ساز دهر غیر از بی‌نوایی نغمه‌ای ناید
نوای عشق را نازم که خوش زیر و بمی دارد
تو غوغا در من افکندی و گل فریاد در گلبن
جفا کارند گل رویان ولی بیش و کمی دارد

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
دایم گل این بستان شاداب نمی‌ماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

یک روز در آغوش تو آرام گرفتم
یک عمر قرار از دل ناکام گرفتم
افسوس که چون لاله پر از خون جگر بود
جامی که زدست تو گل اندام گرفتم
از ساده‌دلی مشق وفاداری من شد
هر درس که زبد عهدی ایام گرفتم
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه ها

ای پادشه خوبان داداز غم تنهایی،دل بی تو بجان آمد وقتست که با...

ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییدل بی تو به جان آمد وقت است ک...

ای پادشه خــــوبان داد از غــم تنهاییدل بی تو به جان آمد وقت...

ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییدل بی تو به جان آمد وقت است ک...

ای پادشه خــــوبان داد از غــم تنهاییدل بی تو به جان آمد وقت...

حافظ شیرازی ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به ج...

عرض ارادت ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییدل بی تو به جان آمد...

ای پادشه خــــوبان داد از غــم تنهاییدل بی تو به جان آمد وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط