{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و در کدام آغوش گرم

و در کدام آغوش گرم
بی دغدغه
آرام گرفته اے
که هیچگا
خبر از سردے
دستهاے تنهایم نداشته اے...
دیدگاه ها (۱)

از هَمچو تو دلداری دل برنکنَم آری...

خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد؟!چرا اینگونه کافرگونه ...

همه دیدند بـه یکباره"دلــم را بردی "این درست است بگویی:تـو "...

کَسی که درگیرِ رفتن باشدنه اشک ها را میبیندنه شکسته شدن راآر...

اهوی ریز پا

اتاق تاریک -پارت-۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط