{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو قدر خویش ندانی ز دردمندان پرس

تو قدر خویش ندانی ز دردمندان پرس
کـــز اشتیاق ِجمالت چه اشک می‌ریزند

قرار عقل برفت و مجال صبـــر نماند
که چشم و زلف تو از حد برون دلاویزند

#سعدی
دیدگاه ها (۵)

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

معامله p18درهای اتاق با عجله باز شد.چند پزشک وارد شدند و تجه...

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

.....//برده ی زیبا//......

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 4ویو اومی:رسیدیم. من کمربندم رو باز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط