{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشق

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشق
مانده ام انگشت بر لب , روز و شب در کار ِ عشق

عین و شین و قاف را , بالا و پائین کردم و
عاقبت هم در نیاوردم , سَر از اسرار عشق
دیدگاه ها (۱)

پلکامـ سنگینه اما افکارمـ سنگین‌تر

در هر نگهت مستی صد جام شراب است چشمان تو میخانه دل ها...

من كه قيد ماهو زدمـ پس ستاره هاش مهمـ نيست واسمـ

چو قناری به قفس؟یا چو پرستو به سفر؟هیچ یک!!!من چو کبوتر؛نه ر...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

شهیداحمدنوروزی چندان فرو بردیم سر در زیر پرهاتا پر زدیم از ی...

کاش می‌شدیک بار دیگردر را باز کنیمن با لبخند بیایم سمتتو تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط