{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد سنگین سینه غمگین باز هم اشعار عشق

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشق
مانده ام انگشت بر لب , روز و شب در کار ِ عشق

عین و شین و قاف را , بالا و پائین کردم و
عاقبت هم در نیاوردم , سَر از اسرار عشق
دیدگاه ها (۱)

پلکامـ سنگینه اما افکارمـ سنگین‌تر

در هر نگهت مستی صد جام شراب است چشمان تو میخانه دل ها...

من كه قيد ماهو زدمـ پس ستاره هاش مهمـ نيست واسمـ

چو قناری به قفس؟یا چو پرستو به سفر؟هیچ یک!!!من چو کبوتر؛نه ر...

* دل بدرد آمد و این درد بدرمان نرسید سر درین کار شد و کار بس...

موج عشق تو اگر شعله به دلها بکشدرود را از جگر کوه به دریا بک...

رمان مثلث عشقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط