{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز منم که هر روز چهره ی زردم را با سیلی دروغهایت سرخ م

پاییز منم که هر روز چهره ی زردم را با سیلی دروغهایت سرخ می کنم تا هرگز
نفهمی آنکه بهار سبزم را به خزان نشاند تو بودی . . .
دیدگاه ها (۱)

یار ما چون نیستی با هرکه خواهی یار باش....

کاشکی تو نگاه آخر...اشکو تو چشام میدیدی....تو چی کردی با دل ...

نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !نباید مست را در حال ...

عشقی که آرامش معشوق را بگیرد "خودخواهی" ست.

دست‌های تو چند سال دارند!؟درختانی در هم تنیده! موهایم را  که...

آهوی بره ای سفید گم کردمرخ سوی ولایت های مردم کردممردم خو می...

اسم زیبای تو را روی دلم "ها" میکنمناگهان میبارم و آهسته غوغا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط