{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نایونندیدی چطوری داشت نگات میکرد ...

نایون:ندیدی چطوری داشت نگات میکرد جونگین:یعنی واقعا دوسم داره... شاید گِی نیست
نایون:تو پروندش نوشته بود گیه جونگین:واقعا خانم کیم نایون:اره... (جونگین:تو فکر بودم... چطور یه استاد عاشق شاگردش میشه یا برعکس چطور یه شاگرد عاشق استادش میشه هینجور تو فکر بودم و از اینکه سوالام بدون جواب مونده بود... ناراحت بودم به سمت خونه به راه افتادم و تقریبا دانشگاه رو پیچوندم... به جلوی خونه نگاه کردم وسایلام جلوی خونه بودن... کاغذی که روی وسایلام بود رو نگاه کردم یه یاد داشت بود..
(یاد داشت)
جونگین از آشنایی با هات خوشحال شدم یه چند ماهی میشه اجاره خونه رو ندادی امیدوارم بعدا همو ببینیم... جیهو جونگین:عو/ضی... حداقل خبر میدادی... حالا من کجا برم... خونه ی یونگی که نمیتونم اون باباش باز عصبانی میشه حوصله ی اون رو ندارم... پول یه روز تو هتل موندن رو دارم... ولی کجا.. فعلا میرم بعد یه فکری میکنم.... تو گوشی در حال گشتن به دنبال هتل بودم... یه هتل خوب پیدا کردم هتل های زنجیره ای سجونگ... با تاکسی به سمت هتل رفتم.. (رسید)
تمیز و مرتب بود یه اتاق رزرو کردم و وسایلام رو جابجا کردم و امشب رو اونجا میمونم... تو گوشی رفتم و اینستام رو باز کردم.. فقط خواستم بدونم استاد سئو پیج داره یا نه اسمش رو تو جستجو زدم و با کمال نا باوری پیجش بالا اومد... عکساش رو تک تک نگاه کردم تو عکساشم خوشتیپ بود... به سرم زدم.. جونگین چت شده اون اصلا هم جذاب نیست... مغزمم حرفام رو باور نمیکرد چه برسه به خودم... در حال کلنجار رفتن با خودم بودم که در اتاق باز شد چانگبین:سلام جونگین میتونم بیام جونگین:سلام استاد حتما،ولی شما اینجا
....................
بچه ها بجای یونمین... هیونلیکس رو اضافه کردم... واسه کسایی که هیونلیکس شیپرن(لیللیلییللیلی)
یکی خواسته بود دلشو نمیخواستم بشکونم...برای ادامش ایده ای ندارم
اگه ایده دارین بگین
من هم اینجا میزارم هم برای دوستم میفرستم و هم شما لذت میبرین.. هم اون.... اگه کم بود معذرت میخوام
🌸𝑲𝒊𝒎 𝒀𝒖𝒏𝒂🌸
دیدگاه ها (۲)

gentleman part: 3

جنتلمن... پارت ۳

خون آشام مورد علاقم پارت آخر

gentleman.... fiction....part 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط