Hidden lovepart
Hidden love=part8
هان دوباره لینو رو از خودش دور کرد
☆الان نه (خیلی اروم)
لینو بلاخره از لب های هان دست کشید
◇ببخشید مزاحم شدیم ما میریم
♤آره آره بریم
☆نه نه بمونین
☆سونگمین باهات حرف دارم بریم بیرون
◇باشه
سونگمین و هان رفتن بیرون
☆وایییی نمیدونی چیشدددد
◇چیشدهههه
☆بهم پیشنهاد داددد
◇قبول کردییی دیگهههه
☆ارههههه
☆خیلی خوبهه اما اگه باهاش باشم براش شایعه پخش میشه و کمپانیش اجازه ی این کارو نمیده
◇این رو بهش گفتی؟
☆آره
◇چی گفت؟
☆گفت براش مهم نیست هر چی بشه بازم دوستم داره
◇خب خودش میگه اشکالی نداره چرا ناراحتی؟
☆میترسم دیگه کسی دوستش نداشته باشه هیچ طرفداری نداشته باشه و این بهش فشار بیاره
◇اگه کسی دوستش نداشتهٔ باشه تو دوستش داری اگه کسی طرفدارش نباشه تو طرفدارشی وقتی هم تو پیشش باشی مطمئن باش بهش هیچ فشاری نمیاد مگه نه؟
☆راست میگی
◇پس دیگه نگران نباش
☆باشه
◇حالا بیا بریم
Han:
داشتیم میرفتیم پیش چان و لینو که دیدم دارن در مورد من صحبت میکنن سونگمین رو نگه داشتم
☆هیش بمون میخوام ببینم چی میگن
◇چرا
☆بمون دیگه
◇باشه
●□●□●□●□●□●□●□●□●□●□●□●□●
♤واقعا دوستش داری؟
♡نمیدونم
♤اگه بخوای دوستش داشته باشی و باهاش بری تو رابطه باید از کارت دست بکشی
♡میدونم
♡میخوام چند روزی باهاش باشم اگه اتفاقی افتاد باهاش بهم بزنم
●□●□●□●□●□●□●□●□●□●□●□●□●
◇عه شاید الکی گفت
چشمای جیسونگ پر از اشک شد چون اون رو از ته دلش دوست داشت یعنی اون حرفا اون بوسه ها همش الکی بود؟
جیسونگ شروع کرد به گریه کرد
☆من هق اون رو هق خیلی دوستش دارم
بعد روی زمین نشست سونگمین هم رفت بغلش نشست و بغلش کرد
◇میدونم
◇اشکالی نداره هان اون لیاقتت رو نداره
☆نه من هق کار هق اشتباهی کردم هق که عاشقش هق شدم....
هان دوباره لینو رو از خودش دور کرد
☆الان نه (خیلی اروم)
لینو بلاخره از لب های هان دست کشید
◇ببخشید مزاحم شدیم ما میریم
♤آره آره بریم
☆نه نه بمونین
☆سونگمین باهات حرف دارم بریم بیرون
◇باشه
سونگمین و هان رفتن بیرون
☆وایییی نمیدونی چیشدددد
◇چیشدهههه
☆بهم پیشنهاد داددد
◇قبول کردییی دیگهههه
☆ارههههه
☆خیلی خوبهه اما اگه باهاش باشم براش شایعه پخش میشه و کمپانیش اجازه ی این کارو نمیده
◇این رو بهش گفتی؟
☆آره
◇چی گفت؟
☆گفت براش مهم نیست هر چی بشه بازم دوستم داره
◇خب خودش میگه اشکالی نداره چرا ناراحتی؟
☆میترسم دیگه کسی دوستش نداشته باشه هیچ طرفداری نداشته باشه و این بهش فشار بیاره
◇اگه کسی دوستش نداشتهٔ باشه تو دوستش داری اگه کسی طرفدارش نباشه تو طرفدارشی وقتی هم تو پیشش باشی مطمئن باش بهش هیچ فشاری نمیاد مگه نه؟
☆راست میگی
◇پس دیگه نگران نباش
☆باشه
◇حالا بیا بریم
Han:
داشتیم میرفتیم پیش چان و لینو که دیدم دارن در مورد من صحبت میکنن سونگمین رو نگه داشتم
☆هیش بمون میخوام ببینم چی میگن
◇چرا
☆بمون دیگه
◇باشه
●□●□●□●□●□●□●□●□●□●□●□●□●
♤واقعا دوستش داری؟
♡نمیدونم
♤اگه بخوای دوستش داشته باشی و باهاش بری تو رابطه باید از کارت دست بکشی
♡میدونم
♡میخوام چند روزی باهاش باشم اگه اتفاقی افتاد باهاش بهم بزنم
●□●□●□●□●□●□●□●□●□●□●□●□●
◇عه شاید الکی گفت
چشمای جیسونگ پر از اشک شد چون اون رو از ته دلش دوست داشت یعنی اون حرفا اون بوسه ها همش الکی بود؟
جیسونگ شروع کرد به گریه کرد
☆من هق اون رو هق خیلی دوستش دارم
بعد روی زمین نشست سونگمین هم رفت بغلش نشست و بغلش کرد
◇میدونم
◇اشکالی نداره هان اون لیاقتت رو نداره
☆نه من هق کار هق اشتباهی کردم هق که عاشقش هق شدم....
- ۸.۲k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط