{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این چه رازیست که در پرده چشمان تو خفته ست به ناز ؟

این چه رازیست که در پرده چشمان تو خفته ست به ناز ؟
 
ای که در چهره پر مهر تو جاریست بهار
 
از غم عشق تو دل آشفته ست
 
و نفس می کشد آرام و صبور
 
زیر آوار تب و درد فراق
 
پریان در خوابند
 
من و اشک و دل و غم بیداریم !
 
گر چه بر  خانه قلب من غم
 
بی امان می تازد
 
لیک در ظلمت این درد خموش
 
شوق دیدار تو تا صبح بهار
 
زنده اش می دارد
 
زنده اش می دارد
 
. . .
دیدگاه ها (۳)

تابستانی داغ و پرملال

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

با تاخیر 1 روزه تولدت را تبریک می گوییم و نامه ای برایت🎂سلا...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

چند پارتی بازی ممنوع

این چه رازیست که در پرده چشمان تو خفته ست به ناز ؟ ای که در ...

این چه رازیست که در پرده چشمان تو خفته ست به ناز ؟ ای که در ...

این چه رازیست که در پرده چشمان تو خفته ست به ناز ؟ ای که در ...

نیمه شب در دل دهلیز خموش ضربه پایی افکند طنین دل من چون دل...

نیمه شب در دل دهلیز خموش ضربه پایی افکند طنین دل من چون دل گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط