اسم فیک ولی تو نمیدونی که من عاشقتم
اسم فیک: ولی تو نمیدونی که من عاشقتم
+چی میخوای
+به لبش اشاره کرد تازه منظورشو فهمیدم
+عمرا حتی فکرشم نکن اصلا من میرم خواستی بیا نخواستی هم نیا
داشتم میرفتم پیش پدرم واقای جانگ
که جونگ کوک دستمو محکم گرفت و مانع رفتنم به پذیرایی شد
-اول بوسه بعد میریم
÷ا/ت پسرم پس کی میاید مشکلی پیش اومده
-نه آقای کیم الان میایم
-زود باش دیگه منو ببوس تا بریم
+چاره ای جز این نداشتم پس مجبور شدم
و چند لحظه لبامو روی لباش قرار دادم خواستم ازش جدا بشم اما کمرمو گرفت به خودش نزدیک تر کرد
و نداشت ازش جدا شم بعد چند دقیقه دیگه بوسه های سطحی داشتن خیس تر میشدن
گفتم تا اوضاع به جاهای باریک نکشه اینو
باید یجوری از خودم جدا کنم زدم به سینش تا بفهمه دارم خفه میشم بالاخره ازم جدا شد
اوف خدایا شکرت داشتم میمیردم
+بریم دیگه جناب خرگوش
_بریم جوجه
+رفتیم و دور یه میز کنار هم نشستیم
÷خب ا/ت دخترم چرا انقدر طولش دادی[با لبخند مصنوعی ]
+پدر جان شرمنده با جونگ کوک یکم کار داشتم طول کشید
=ببینم عروس نکنه از اون کارا داشتید باهام میکردید
+نه اقای جانگ
=منو پدر صدا کن دخترم
+عا بله چشم اقای جا یعنی پدر داشتم میگفتم اصلا اونجوری که شما فک میکنید نیست
=جونگ کوک پسرم عروسم راست میگه
-نه اتفاقا درست حدس زدید داشتیم همون کارو انجام میدادیم( با سردی کامل )
+جونگ کوک گونه هام از شدت خجالت سرخ شد
÷عا دخترم عب نداره تازه قراره بعد عروسی کاری بیشتری باهم انجام بدین
-همینطوره اقای کیم
پدر کوک که داشت دیگه از خنده میمرد منم داشتم از خجالت اب میشدم گفتم
+بهتره بریم شام بخوریم
=نه صب کنید ...
پارت 18
+چی میخوای
+به لبش اشاره کرد تازه منظورشو فهمیدم
+عمرا حتی فکرشم نکن اصلا من میرم خواستی بیا نخواستی هم نیا
داشتم میرفتم پیش پدرم واقای جانگ
که جونگ کوک دستمو محکم گرفت و مانع رفتنم به پذیرایی شد
-اول بوسه بعد میریم
÷ا/ت پسرم پس کی میاید مشکلی پیش اومده
-نه آقای کیم الان میایم
-زود باش دیگه منو ببوس تا بریم
+چاره ای جز این نداشتم پس مجبور شدم
و چند لحظه لبامو روی لباش قرار دادم خواستم ازش جدا بشم اما کمرمو گرفت به خودش نزدیک تر کرد
و نداشت ازش جدا شم بعد چند دقیقه دیگه بوسه های سطحی داشتن خیس تر میشدن
گفتم تا اوضاع به جاهای باریک نکشه اینو
باید یجوری از خودم جدا کنم زدم به سینش تا بفهمه دارم خفه میشم بالاخره ازم جدا شد
اوف خدایا شکرت داشتم میمیردم
+بریم دیگه جناب خرگوش
_بریم جوجه
+رفتیم و دور یه میز کنار هم نشستیم
÷خب ا/ت دخترم چرا انقدر طولش دادی[با لبخند مصنوعی ]
+پدر جان شرمنده با جونگ کوک یکم کار داشتم طول کشید
=ببینم عروس نکنه از اون کارا داشتید باهام میکردید
+نه اقای جانگ
=منو پدر صدا کن دخترم
+عا بله چشم اقای جا یعنی پدر داشتم میگفتم اصلا اونجوری که شما فک میکنید نیست
=جونگ کوک پسرم عروسم راست میگه
-نه اتفاقا درست حدس زدید داشتیم همون کارو انجام میدادیم( با سردی کامل )
+جونگ کوک گونه هام از شدت خجالت سرخ شد
÷عا دخترم عب نداره تازه قراره بعد عروسی کاری بیشتری باهم انجام بدین
-همینطوره اقای کیم
پدر کوک که داشت دیگه از خنده میمرد منم داشتم از خجالت اب میشدم گفتم
+بهتره بریم شام بخوریم
=نه صب کنید ...
پارت 18
- ۱۲.۱k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط