{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی نرفت

شبی نرفت
که سعدی به داغ عشق نگفت

دِگر شب آمد
و کِی بی تو روز خواهد بود؟

#سعدی
دیدگاه ها (۳)

‌در اندرونِ من خسته دل ندانم کیستکه من خموشم و او در فغان و ...

‌عشق اما نهایتی مجهول بی حضورش اگر چه شب عالی‌ستدر تنِ فکرها...

خبر خـــیر تو از نقـــل حریفان سخت استحفظ ِحالات من و طعنـه ...

عاشقانه های شبنم بیادخان بابا

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهرِ مقصودچه دانستم که این دریا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط