لبخند مرا بس بود آغوش لهم می کرد

لبخند مرا بس بود آغوش لهم می کرد
آن بوسه مرا میکشت لب منهدمم می کرد
آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود
در سیر مرا کشتن این پرده اول بود
دیدگاه ها (۱)

.بودنتکنار من چقدر زیباستفقط من نیستم که این را میگویمنظرِ ع...

کسی را دوست داریم...که دوستمان ندارد...کسی دوستمان دارد...که...

چیزی عزیزترازتمام دلم نبود...ای پاره ی دلم...!که بریزم به پا...

💞 @kkolbe 💞 وقتی... اشک یه زن رو در آوردی...دیگه....اسم خود...

هرشب به این فکر میکنم اگر ادم بهتری بودم شاید باز هم تو بودی...

دوستت دارمانقدر زیاد که گاهی وقت هاکه دوریچشمانم بی اختیار ش...

دست اش را روی صورت او کشید و با لبخند پر از شادی نگاهش کرد ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط