ای قلم در حرفهایت اثری نیست ، از آشنا برایم خبری نیست ای
ای قلم در حرفهایت اثری نیست ، از آشنا برایم خبری نیست ای خدا این جمعه هم آمدو بگذشت ،از یوسف فاطمه باز خبری نیست پروانه ها سوخت و شمع خاموش شد ، از جدایی دلها همه پرخون شد
در شان و رتبه بی همتایی ، آقا جان زیباتر از هر زیبایی
که میگوید که جدایی مبتلا نمیکند ، صبر را از عاشق جدا نمیکندای چشم به راهها نظاره کن و دلتنگ مشو ، چونکه آفتاب همیشه پشت ابر سٌکنا نمی کندغنچه ها تا چه اندازه پر پر شود ، مگذار قلبهای منتظران پرخون شوداین جمعه هم آمد اما تو نیامدی ، روزها را می شمارم تا جمعه ی دیگر شودای «صفایی» صبر کن هنوز بر فراق ، تا بلکه مسیرمان افتد به عراق از غصه ات داغدار است قلبمان ، بیا و رحم کن یا امام زمان
در شان و رتبه بی همتایی ، آقا جان زیباتر از هر زیبایی
که میگوید که جدایی مبتلا نمیکند ، صبر را از عاشق جدا نمیکندای چشم به راهها نظاره کن و دلتنگ مشو ، چونکه آفتاب همیشه پشت ابر سٌکنا نمی کندغنچه ها تا چه اندازه پر پر شود ، مگذار قلبهای منتظران پرخون شوداین جمعه هم آمد اما تو نیامدی ، روزها را می شمارم تا جمعه ی دیگر شودای «صفایی» صبر کن هنوز بر فراق ، تا بلکه مسیرمان افتد به عراق از غصه ات داغدار است قلبمان ، بیا و رحم کن یا امام زمان
- ۱.۳k
- ۲۲ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط