تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
روزی سراغ وقت من آئی که نیستم
در آستان مرگ که زندان زندگیست
تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم
پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل
یک روز خنده کردم و عمری گریستم
طی شد دو بیست سالم و انگار کن دویست
چون بخت و کام نیست چه سود از دویستم
گوهرشناس نیست در این شهر شهریار
من در صف خزف چه بگویم که چیستم
شهریار #فردوس_برین #بخون
دیدگاه ها (۱)

بدن یک انسان بزرگسال، روزانه به طور متوسط ۱/۵ لیتر خلط تولید...

ملاک تشخیص چاقی اندازه گیری مچ دست استاگر مچ دست کوچک و بدن ...

گوشت گوساله طبعش سرد است و با طبع بچه‌ها سازگار نیست!به بچه‌...

سخنگوی فیسبوک گفته دیگه به تتلو اجازه حضور تو اینستا رو نمید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط