{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح جلوی یه سوپر مارکت ایستادیم و من رفتم که یه خرید کوچو

صبح جلوی یه سوپر مارکت ایستادیم و من رفتم که یه خرید کوچولو برای خودم انجام بدم. برای بچه‌ها هم کیک و شیرکاکائو و آبنبات برداشتم. بهشون که دادم بچه‌ام با ذوق به برادرش گفت «دیدی گفتم مامان برامون یه چیزی می‌خره؟! هیچ‌وقت ما رو ناامید نمی‌کنه.»
آخ بچه… 🥹
دیدگاه ها (۲)

داداش داشتن اونجاش قشنگه که مثل پدر میشه برات ارسالی خان داد...

طرف تو دایرکت برام نوشته :ابجی جووونم خعلی خوشگلی ولی حیف نی...

.♡دزدی من♡.پارت 3رفتم بیرون و سوار ماشین شدم ات: برو خونهچند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط