{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎
part:18
پارتی::
ویو مین سول
وقتی به پارتی رسیدیم فکر نمیکردم پارتی توی همچنین عمارت باشکوهی برگزار بشه
صدای موزیک از داخل به اینجا هم می‌رسید!
میخواستم از ماشین پیاده شم که چان زودتر پیاده شد و در و واسم باز کرد
لبخندی تحویلش دادم و دستامو دور بازوش حلقه کردم و به طرف عمارت حرکت کردیم
-مین سول از کنارم تکون نخور باشه؟
+چرا؟
-اینجا هر جور آدمی پیدا میشه!امیدوارم بفهمی چی میگم!
+آره فهمیدم!باشه از کنارت تکون نمی‌خورم!
نگهبان تا ما رو دیدم تعظیم نود درجه ای کرد و به داخل همراهیمون کرد
وقتی داخل شدیم همراه چان به طرف میزی که کانگ و الارا نشسته بودن حرکت کردیم
=سلام کریستوفر!
-سلام
÷مرسی که اومدی!
اون لبخند چندش!حالم از الارا بهم میخوره![منممم]
=سلام دخترم حالت خوبه؟
+سلام مرسی خوبم!
÷خوش اومدی
لبخند کجی تحویلش دادم
÷شما میتونین بشینین من باید برم به بقیه مهمونا سلام کنم
و ریز نگاهی به چان کرد و رفت
اصن چرا باید به چان نگاه کنه؟واییییی میخوام خفش کنم!
روی مبل کنار چان نشستم
+خیلی حس بدی دارم چان!
-منم اصلا دوست ندارم که اینجاییم،ولی باید تحمل کنی لیلیومم باشه؟
+باشه*لبخند*
چند دقیقه گذشت که دیدم الارا دوباره داره به سمتمون میاد
قشنگ اومد و کنار چان نشست
ولی چان اومد این ور تر تا فاصله شو حفظ کنه
÷دیگه چه خبر کریستوفر*با عشوه*
-میخوای چه خبر باشه؟
الارا به یه خدمتکار اشاره کرد تا جام ها رو بیاره یکی از جام ها رو داد به چان
÷به سلامتی؟
و بعد جام هاشون و به هم زدن و سر کشیدن
اصلا از اینکه الارا کنار چان بود حس خوبی نداشتم و میخواستم سریع از اینجا بریم
ویو بنگچان
کار الارا همیشه همین بود،همش سعی می‌کرد خودش و بهم بچسبونه ولی الان بیشتر از این کارش خوشم نمیاد چون دوست ندارم مین سول حس بدی پیدا کنه
بعد از اینکه شراب و سر کشیدم حس کردم بدنم داغ کرده و درد زیادی رو توی پایین تنم حس کردم[من محو شم برم توی زمینننن]
رو به مین سول کردم و گفتم
+مین سول همین جا بمون من میرم دستشویی باشه؟
-باشه!
بلند شدم و به طرف دستشویی حرکت کردم

گفتم آب بزنم به صورتم بهتر میشم ولی حالم بدتر شد و حس تحریک شدگی زیادی رو حس میکردم ولی چرا؟
از دستشویی خارج شدم و یکم توی راهرو قدم زدم تا حالم شاید بهتر بشه
ویو مین سول
چند دقیقه بعد از اینکه چان بلند شد الارا هم پشت سرش رفت
زیاد بهش توجه نکردم
ویو بنگچان
هر کاری میکردم بجای اینکه بهتر شم بدتر میشدم
کراواتمو شل کردم که صدای آشنایی به گوشم خورد
÷کریستوفر؟
بهش توجه نکردم که به سمتم اومد
با ناز و عشوه اومد طرفم و بازوم و گرفت
÷حالت خوبه؟[عوووققق]
+بهم دست نزن!
÷بیا بریم توی اون اتاق شاید حالت بهتر شد!
من که منظورش و فهمیدم گفتم
+بهم دست نزن!چرا فکر کردی با توعه هرزه قراره جایی بیام؟[آخخخ دلممم خنکککک شدددد]
و سریع مکان و ترک کردم
÷کریستوفرررر؟[درددد]
دیگه بیشتر از این نمیتونستم اینجا بمونم
پس به سمته مین سول حرکت کردم و دستش و گرفتم و از عمارت خارج شدیم
+وایسا چان کجا میریم؟
-سوار شو مین سول!
مین سول هم سریع سوار شد و منم با سرعت به سمت ویلا روندم
-چان آرومتر خطرناکه!
بدون توجه به حرف مین سول روندم و چند دقیقه زودتر به عمارت رسیدیم
سریع از ماشین پیاده شدم و دست مین سول و گرفتم و به داخل حرکت کردیم
مین سول مدام پشت سر هم سوال می‌پرسید و به محض اینکه داخل شدیم بین دیوار و خودم حبسش کردم[ژوووننن]
-چان حالت خوبه؟چرا جوابمو نمیدی؟چرا اینقدر تب داری؟
بدون اینکه به حرفای مین سول توجه کنم لبامو روی لباش گزاشتم و....



یاه یاه یاه خماری بد دردیهههه🥹💔
دلممم می‌خواددد کرممم بریزمممم💃💃
اینو بگم شرطای پارت قبلی رو نرسوندید ولی من بهتون لطف کردم پارت جدید و گزاشتم😔
شرط:۷ تا بازنشر/۳۰ تا کامنت/۴۰ تا لایک🍒
دیدگاه ها (۳۱)

جون نه ها جججووووننننن هوانگ فنتمممم مرددددد🛐🛐🛐🛐🛐🛐با لایک و ...

https://wisgoon.com/lara_stayیکی به من بگه چراااا نسل این عن...

مخاطب؟معلومه شما ها💅@love_ts@soojin_stayhttps://wisgoon.com/...

وقتی با شما ها آشنا شدم فهمیدم دوست مجازی اونقدرها هم نمیتون...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:10ویو مین سول-هی مین سول بسته!خیلی خوردی!+اهه ...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:17ویو مین سولامروز آخر هفته بود و همچنین پارتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط