{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما را که درد عشق و بلای خمار کشت

ما را که درد عشق و بلای خمار کشت
یا وصل دوست یا می صافی دوا کند

جان رفت در سر می و حافظ به عشق سوخت
عیسی دمی کجاست که احیای ما کند
دیدگاه ها (۱)

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیمفلک را سقف بشکافیم و...

گل بی رخ یار خوش نباشدبی باده بهار خوش نباشد

هر که به جور رقیب یا به جفای حبیبعهد فرامش کند، مدعی بی‌وفاس...

ای گل شوخ که مغرور بهاران شده ایخبرت نیست که درپی چه خزانی د...

تجرید عشق

بارالها سوخت دیگر جان غم پروردهاریختند آتش به جان تشنگان، دل...

دست در دست كسی،یعنی: پیوند دو جان!دست در دست كسی،یعنی: پیمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط