{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا در آن حلقهٔ زلف تو گرفتار شدم

تا در آن حلقهٔ زلف تو گرفتار شدم
سوختم تا که من از عشق خبردار شدم

من چه کردم که چنین از نظرت افتادم
چاره‌ای کن که به لُطف تو گنهکار شدم

خواب دیدم که سر زلف تو در دستم بود
بوی عطری به مشامم زد و بیدار شدم

#شاطر_عباس_صبوحی
♥ ️🍃
دیدگاه ها (۴)

‌شد ز غمت خانه سودا دلمدر طلبت رفت به هر جا دلمدر طلب زهره ر...

‌پریشان باد زلف او که تا پنهان شود رویشکه تا تنها مرا باشد پ...

‌خدایا داد از این دل داد از این دلنگشتم یک زمان من شاد از ای...

‌#صبح_است بیا تا که غزل ساز تو باشممست می آن نرگس شیراز تو ب...

Part¹⁵پرش زمانی به ساعت چهار صبح ...............کوک ویو از خ...

#مافیای زورگو🖤#پارت:۳ویو ات صبح از خواب بیدار شدم دیدم بغل ج...

ملکه ی آدمیزاد وسه پادشاه خوناشام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط