Daimond or love

part =۱۰

آماده شدم و بعد از برداشتن تاج
به سمت ون رفتم
من ذهنم فقط درگیر اون جئون عوضی.
بخاطر همین میخوام قمار. کنم جمله ای که باعث میشه یکم روحم آرامش داشته باشه ...

وارد شدم بوی سیگار رو دوست داشتم .وقتی به اطراف نگاه کردم جونسو رو دیدم کسی که به وسیله اش میتونم به هدفم نزدیک بشم
اون یه الماس شناسه معروفه

جونسو : اوهه خدای من فک کنم امشب خوش بگذره

ایون : فک نکن مطمئن باش (پوزخند)

جونسو :شرطه منو میدونه ..
شرط خودتو بگو

ایون : من به عنوان منشی سه روز ت موزه ات کار میکنم


جونسو : (نگاه مرموز ) باشه به اون تاج الماس می ارزه

دست اول
برنده ایون

دست دوم
برنده ایون

دست سوم
برنده جونسو

دست چهارم
برنده جونسو

دست پنجم
برنده ایون

جونسو : اوههه نهه (سرشو تکون میده )


ایون : میتونستی از همون اول اون تاج رو بخری خب ولی قیمتش خیلی زیادع بهت حق میدم خب من از پس فردا کارم رو شروع میکنم

جونسو :اوکی (پوکر)

ویو کوک

نامجون : بهتره که باهاش همکاری کنی اون همهچیو میدونه

کوک :نه اصلا چرا باید وقتی میتونم خودم بدستش بیارم کمک بخوام


نامجون :ارع تو میتونی بدستش بیاری ولی دیر ...باید باهاش همکاری کنی تموم

کوک :میگی ازش سواستفاده کنم
نامجون :ارع آخر سر ولش میکنی میرع .......

نامجون : باید اونو ......


ویو ایون

بعد از اون شب به خونه نرفتم دوباره به بهزیستی رفتم و پیش بچه ها خوابیدم خیلی خوشحال بودم اون برای من اون الماس برای منه!!
از دوشنبه کار شروع میشه ....


لایک و حمایت ؟!
دیدگاه ها (۱۷)

بچه ها این پیجم رو فالو داشته باشید از بی تی اس میزارمم @joe...

:))))

جنده پولی ها چقدر زیاد شدن !!گزارش کنید @liiayaa_agiirrl

@laya_f88 بچه ها این جاده پولی خیلی گوه میخورع برید گزارش ک...

بهم رسیده

اردو پارت ۷ویو کوک:ات تو اتاقم بود هنوز به هوش نیومده بود من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط