{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جرم من چیست که شیدای نگاهت شده ام

جرم من چیست که شیدای نگاهت شده ام
آنقدر واله که انگشت نمایت شده ام
جرم من چیست که در کلبه ی تنهایی خویش
زاهد گوشه ی محراب لبانت شده ام
آخر ای اختر تابنده به دامان سپهر
جرم من چیست که رسوای زمانت شده ام
آمدی ساده نشستی به گلیم دل من
جرم من چیست که معشوق نوازت شده ام
ای که از شور جوانی خودت سرمستی
ساغری نوش که ساقی شرابت شده ام

آمدی ساده نشستی و چو طوفان رفتی
هیچ انگار ندیدی که خرابت شده ام
رفتی و بی خبر از خویش نمودی ما را
لحظه ای چند نظر کن نگرانت شده ام
ای که از حال دل من خبری نیست تو را
با خبر باش که من چشم به راهت شده ام
دیدگاه ها (۲)

یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشمبی‌محکمه زندانی بازوی تو ب...

من از اعدام نمیترسم...!!!نه از چوبش...نه از دارش...نه از درد...

اهل دل ، دل مینوازد ، دل شکستن کار نیستهرکه باشد بی محبت واق...

اینقدر زیبا نخند آیینه جادو می شودساده ی بی شیله پیله پر هیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط