صدای داد تشویق ها گوش کر کن بود او داشت مستطیل سبز را از
صدای داد تشویق ها گوش کر کن بود او داشت مستطیل سبز را از نزدیک میدید! او بالاخره در قالب خودش درقالب یک دختر به استادیوم رفته بود بالاخره یازده آبی پوش به داخل زمین آمدند که....
با صدای گزارشگر چشمانش را باز کرد تیمش گل زده و او از پشت جعبه جادوی،نظاره گر آن بود انگار یادش رفته بود که فقط در رویاهاش روز دربی مثل یک دختر و بدون گریم میتواند استادیوم برود!!
انگار یادش رفته بود اینجا ایران است....
با صدای گزارشگر چشمانش را باز کرد تیمش گل زده و او از پشت جعبه جادوی،نظاره گر آن بود انگار یادش رفته بود که فقط در رویاهاش روز دربی مثل یک دختر و بدون گریم میتواند استادیوم برود!!
انگار یادش رفته بود اینجا ایران است....
- ۲.۲k
- ۱۱ خرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط