{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+why me?

+why me?
-I shouldn't fall in love with you
p.80

(از زبون جونگ کوک)

نور خورشید حالا کاملاً تو اتاق پخش شده بود. ا.ت هنوز کنارم دراز کشیده بود. این بار فاصله‌مون کمتر از قبل بود، ولی هنوز کامل بهم نچسبیده بود. انگار داشت قدم به قدم با ترس خودش می‌جنگید.

من جرأت نداشتم زیاد حرکت کنم. فقط آروم بهش نگاه می‌کردم. گاهی چشماشو می‌بست، گاهی به پنجره خیره می‌شد، و گاهی فقط برای یه لحظه کوتاه به من نگاه می‌کرد.

این بار وقتی نگاهامون به هم خورد، بیشتر طول کشید. شاید پنج ثانیه. شاید شش. تو چشماش یه چیزی بود که قبلاً ندیده بودم. نه عشق کامل، نه هنوز... ولی یه ذره کوچیک گرم‌تر از قبل. یه ذره گیجی که داشت کم‌کم جای ترس خالی رو پر می‌کرد.

من با صدای خیلی پایین و نرم گفتم:

- ا.ت... اگه ناراحتی یا می‌خوای بری، بگو. مجبورت نمی‌کنم بمونی.

ا.ت یه لحظه ساکت موند. بعد آروم سرشو تکون داد و با صدایی که تقریباً شنیده نمی‌شد گفت:

+ ...هنوز نمی‌خوام برم.

قلبم یه لحظه ایستاد. این اولین باری بود که خودش می‌گفت نمی‌خواد بره.

من جرات کردم و خیلی آهسته، مثل اینکه دارم با شیشه کار می‌کنم، دستمو جلو بردم و نوک انگشتام رو روی پشت دستش گذاشتم. ا.ت یه لحظه بدنش سفت شد، ولی عقب نکشید. فقط نفسش یه کم تندتر شد.

چند ثانیه گذشت. بعد انگشتاش آروم جابه‌جا شد و یکی‌شون رو انگشتم گذاشت. فقط یه تماس کوچیک. ولی برای من مثل دنیا بود.

من با صدای شکسته و پر از احساس زمزمه کردم:

- نمی‌دونم چقدر طول می‌کشه... ولی من منتظرم. هر چقدر که لازم باشه. حتی اگه سال‌ها طول بکشه تا دیگه ازم نترسی... حتی اگه هیچ‌وقت عاشقم نشی... من اینجام.

ا.ت چیزی نگفت. فقط نگاهش رو دستامون قفل کرد. اشک آروم از گوشه چشمش سر خورد، ولی این بار اشک ترس نبود. یه جور گیجی عمیق و خسته بود.

من جرات نکردم بیشتر از این پیش برم. فقط همون تماس کوچیک انگشت‌ها رو نگه داشتم و آروم گفتم:

- ممنون که هنوز اینجایی...

ا.ت سرشو خیلی آروم تکون داد. یه حرکت خیلی کوچولو. ولی برای من کافی بود.

من چشمامو بستم و برای اولین بار بعد از ماه‌ها، یه آرامش واقعی، هرچند شکننده، تو وجودم حس کردم.

"آروم آروم... داره اتفاق می‌افته."............
ادامه دارد............
دیدگاه ها (۵)

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.81(از زبون جون...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.82(از زبون جونگ...

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.79(از زبون جون...

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.79(از زبون جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط