{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها ،

این روزها ،
که هنوز نیستـنت را ،
به هوای دوباره داشتنت ،
ثانیه شماری میکنم...
ساکتم...
حرف نمیزنم...
نه که چیزی برای گفتن نباشد...
نه...!
به این سکوت پیله کرده ام...
نه که ندانم چه بگویم...
نـــه...!!
این روزها ‌من از همیشه پر تر از حرفــم..!
از همیشه بیشتر گفتنی ها دارم...
ولی من ماندم ،
و یک عـــــــالمه ناگفته هایِ ناشنیده...
حرفهایم را جمع میکنم ،
میگذارمشان گوشه ای روشن...
میان دلــــــم...!
میگذارمشان یک گوشه ی دلم ،
و آنها را هر روز گردگیری میکنم...
و یادشان می اُفتم ،
وخلاصه آنقدر نگهداریشان میکنم...
تا روزی که تو بیایی...!!!
روزی که تو باشی ،
و بخواهی برایت حرف بزنم...!
تا وقتی برمیگردی ،
اتاقم پر از دوست داشتنی های تو باشد...
دیدگاه ها (۱)

شهامت میخواهد دوست داشتن ک...

می خواهم ” ذره ذره ” داشته باشمت...!!اما... برای همیشه.....

دلنوشته روز...نوشتم درد دلہایم ،همہ گفتند عالے بودندانستند ڪ...

تو با قلبِ ویرانه‌ی من چه کردی؟ببین عشقِ دیوانه‌ی من چه کردی...

یادآوریِ خاطره‌هات داره تا مغز استخونم می‌سوزونتم.نمی‌دونم چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط