اوه پخش کنسرت دیروز رو تو سینما دیدید فکر میکنم ش
🐿 : اوه پخش کنسرت دیروز رو تو سینما دیدید؟ فکر میکنم شاید اجرای دیروز کمی بهتر بود.
🐿 : اه انگلیسیم خوب نیست.
💜 : چرا موقع کنسرت گریه میکردی؟ منگ گریه کردم.
🐿 : واقعاً فکر نمیکردم گریه کنم. اصلاً فکرشو نمیکردم. اما وقتی داشتم سخنرانی میکردم احساساتم شروع به انباشته شدن کرد و وقتی داشتم صحبت میکردم یهو بغضم ترکید. واقعاً میخواستم تمام زندگیمو تو این تور بگذارم. در طول تور چندین بار بیمار شدم، سرما خوردم و تب داشتم. میدونید که تو مکزیک با یک پزشک ملاقات کردم و تحت درمان قرار گرفتم و این کار سختی بود.. من همشونو یهو به یاد آوردم و احساساتی شدم.
🐿 : من دارم میرم یک شام کاری. میخواستم از کارکنان و خدمهای که در طول تور سخت کار کردن تشکر کنم.
🐿 : احساس میکنم فصل بزرگی از زندگیمو بستم. میخواستم آرمیهایی از نقاط مختلف دنیا رو ملاقات کنم، اما اگر در آینده فرصتی پیش بیاد به شهرها و کشورهایی که هنوز نتونستم برم ، خواهم اومد.
🐿 : ژوئن واقعاً ماه شادی هست.
🐿 : اوه فستاعه.. احساس ناجوری دارم.
🐿 : راستش هنوزم احساساتی ام.
🐿 : حسرتم اینه که میخواستم از شهرهای مختلف زیادی دیدن کنم و آدمهای بیشتری رو ببینم... اگر دوباره تور برگزار کنم و این فرصت رو داشته باشم... بله...
💜 : بعد از دیدن سیکس پک های شکم هوبی گوشیم از بین رفت.
🐿 : بهش میگن "فشار برای بقا" اما من در واقع مدام تو ارتش تمرین میکردم پس باید کمکم میکرد. به هر حال 𝖪𝗂𝗅𝗅𝗂𝗇⋆ 𝗂𝗍 𝖦𝗂𝗋𝗅 یک جورایی حال و هوای خاصی داره. میخواستم روی دیگه بلوغ رو نشون بدم.
🐿 : بچهها به محض اینکه برسم رستوران، لایو رو تموم میکنم.
💜 : چالش مونالیزا با بی تی اس!
🐿 : وای... راستش رو بخواید دست من نیست، اگر بخوان این کار رو بکنن ما انجامش میدیم.
🐿 : فکر میکنم آرمیهایی که کنسرت رو تو سینماها دیدن خوششون اومد.
🐿 : این توریه که نمیتونم حتی یک کنسرتش رو هم ازش جدا کنم. کدوم یکیو بیشتر به خاطر دارم؟ راستش رو بخواید مکزیک هم فراموشنشدنی بود برای من همه چیز واقعاً خاطرهانگیز بود. من همچنین مدت زیادی تو یک تور آسیایی بودم.
🐿 : رسیدممممم من دارم میرم شام شرکتیمون. باید دوربینو روشن بذارم و عکس بگیرم؟
💜 : لطفاً یک کنسرت سولو دیگه برگزار کن خواهش میکنم
🐿 : قول میدم. ( با انگشت کوچیک )
🐿 : اه انگلیسیم خوب نیست.
💜 : چرا موقع کنسرت گریه میکردی؟ منگ گریه کردم.
🐿 : واقعاً فکر نمیکردم گریه کنم. اصلاً فکرشو نمیکردم. اما وقتی داشتم سخنرانی میکردم احساساتم شروع به انباشته شدن کرد و وقتی داشتم صحبت میکردم یهو بغضم ترکید. واقعاً میخواستم تمام زندگیمو تو این تور بگذارم. در طول تور چندین بار بیمار شدم، سرما خوردم و تب داشتم. میدونید که تو مکزیک با یک پزشک ملاقات کردم و تحت درمان قرار گرفتم و این کار سختی بود.. من همشونو یهو به یاد آوردم و احساساتی شدم.
🐿 : من دارم میرم یک شام کاری. میخواستم از کارکنان و خدمهای که در طول تور سخت کار کردن تشکر کنم.
🐿 : احساس میکنم فصل بزرگی از زندگیمو بستم. میخواستم آرمیهایی از نقاط مختلف دنیا رو ملاقات کنم، اما اگر در آینده فرصتی پیش بیاد به شهرها و کشورهایی که هنوز نتونستم برم ، خواهم اومد.
🐿 : ژوئن واقعاً ماه شادی هست.
🐿 : اوه فستاعه.. احساس ناجوری دارم.
🐿 : راستش هنوزم احساساتی ام.
🐿 : حسرتم اینه که میخواستم از شهرهای مختلف زیادی دیدن کنم و آدمهای بیشتری رو ببینم... اگر دوباره تور برگزار کنم و این فرصت رو داشته باشم... بله...
💜 : بعد از دیدن سیکس پک های شکم هوبی گوشیم از بین رفت.
🐿 : بهش میگن "فشار برای بقا" اما من در واقع مدام تو ارتش تمرین میکردم پس باید کمکم میکرد. به هر حال 𝖪𝗂𝗅𝗅𝗂𝗇⋆ 𝗂𝗍 𝖦𝗂𝗋𝗅 یک جورایی حال و هوای خاصی داره. میخواستم روی دیگه بلوغ رو نشون بدم.
🐿 : بچهها به محض اینکه برسم رستوران، لایو رو تموم میکنم.
💜 : چالش مونالیزا با بی تی اس!
🐿 : وای... راستش رو بخواید دست من نیست، اگر بخوان این کار رو بکنن ما انجامش میدیم.
🐿 : فکر میکنم آرمیهایی که کنسرت رو تو سینماها دیدن خوششون اومد.
🐿 : این توریه که نمیتونم حتی یک کنسرتش رو هم ازش جدا کنم. کدوم یکیو بیشتر به خاطر دارم؟ راستش رو بخواید مکزیک هم فراموشنشدنی بود برای من همه چیز واقعاً خاطرهانگیز بود. من همچنین مدت زیادی تو یک تور آسیایی بودم.
🐿 : رسیدممممم من دارم میرم شام شرکتیمون. باید دوربینو روشن بذارم و عکس بگیرم؟
💜 : لطفاً یک کنسرت سولو دیگه برگزار کن خواهش میکنم
🐿 : قول میدم. ( با انگشت کوچیک )
- ۲.۰k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط