{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقم،

عاشقم،


اهل همین کوچه ی بن بست کناری

که تو از پنجره اش

پای به قلب منِ دیوانه نهادی

تو کجا ؟

کوچه کجا ؟

پنجره ی باز کجا ؟

من کجا ؟

عشق کجا ؟

طاقتِ آغاز کجا ؟

تو به لبخند و نگاهی …

منِ دلداده به آهی

بنشستیم،

تو در قـلب و

منِ خسته به چاهی

گُنه از کیـست؟

از آن پنجره ی باز؟

از آن لحظه ی آغاز؟

از آن چشمِ گنه کار؟

از آن لحظه ی دیدار؟

کاش می شد

گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت،

همه بر دوش بگیرم
دیدگاه ها (۱)

دلخوشم با غزلی، تکه نانی، آبی...جمله ی کوتاهی یا به شعر نابی...

دلت را بتکان.......اشتباهاتت وقتی ا؋ـتاد روی زمیـن.....بگذار...

: خوشبختی بر سه ستون استوار استفراموش کردن تلخی های دیروز ٬ ...

دعایت می کنم عاشق شوی روزیبفهمی زندگی بی عشق نازیباست دعایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط