{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد
وسعت تنهائیم را حس نکرد
در میان خنده های تلخ من
گریه پنهانیم را حس نکرد
در هجوم لحظه های بی کسی
درد بی کس ماندنم را حس نکرد





خدایا شکرت بهترینی اما قدرتو نمیدونم
اینم یه شعر زیبا بود واسه این شب اخر
یا حق
انشالله بر میگردم اگه زنده بودم و ویسگونی وجود داشت
دیدگاه ها (۱۷)

سلام دوستان خوببن

زندگی یه امتحانه که کتابشم قران و معلمش خداست ای کاش درسامو...

دلم خوش نیست غمگینم . . .کسی شاید نمیفهمد کسی شاید نمیداند ....

سلام دوستان میدونم خیلی ها از دستم ناراحتن شایدم دیگه پستامو...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۷۰۹ پارت پایانی سه تايي از پسش...

بررسی شعر «رفتگان» از (تس)احضار غایبانبخش نخستــــــــــــــ...

عنوان رمان: پیمانِ یخ و آتش‌## پارت دوم: پرده‌ی تظاهر‌خورشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط