مثلثی در فرانسه
مثلثی در فرانسه
ادامه ی پارت³
ویو باران
اشک هام سرازیر شدن به جونکوک نگاه کردم اون هم اعصبانی بود اما از دست کی؟هیونجین هم انگار دلش نمیخواست اینطور شود. اما حرفها ادامه داشت. من، آنجا، در مرکزِ تمامِ این نگاههایِ قضاوتگر، حسِ تنهاییِ مطلق را تجربه کردم. این پایانِ آن «آرامشِ پنهان» بود؟ این بود نتیجهیِ سه هفته تلاش و همراهی؟
.،.
جدی میگم اگه حمایت ها کم باشه پارت نمیذارم شرایط پارت قبلی هم شرایطش نرسیده بود ولی باران خیلی ذوق داشت واسه همین دو پارت گذاشتم
ادامه ی پارت³
ویو باران
اشک هام سرازیر شدن به جونکوک نگاه کردم اون هم اعصبانی بود اما از دست کی؟هیونجین هم انگار دلش نمیخواست اینطور شود. اما حرفها ادامه داشت. من، آنجا، در مرکزِ تمامِ این نگاههایِ قضاوتگر، حسِ تنهاییِ مطلق را تجربه کردم. این پایانِ آن «آرامشِ پنهان» بود؟ این بود نتیجهیِ سه هفته تلاش و همراهی؟
.،.
جدی میگم اگه حمایت ها کم باشه پارت نمیذارم شرایط پارت قبلی هم شرایطش نرسیده بود ولی باران خیلی ذوق داشت واسه همین دو پارت گذاشتم
- ۲۷۰
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط