{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دریغا روزگار کودکی

ای دریغا روزگار کودکی
که نمی دیدم از این غم ها،یکی
فکر ساده، درک کم، اندوه کم
شادمان باکودکان دم می زدم
دیدگاه ها (۱)

زندگی بچّه ای بدون توپگیج، در یک زمین خاکی بودباختن بی مسابق...

رسیدنت رادر چشمِ راه دیده اماز بادها شنیده امآنقدر نزدیکیکه ...

کافی بود صدایم کنیمن اَهلِ ناز نبودم با جان برمی گشتم

ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻫﻢ ﺩﯾﮕﺮﺭﻭﯾﺎﯼ ﺁﻥ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻧﺒﻮﺩ ... ؛ﺩﺍﻧﻪ ﺩﺍﻧﻪ ﭘﺮﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﭼﯿ...

گاهی آدم‌ به خاطر عبور از مرحله‌ای چنان درد می‌کشد و تغییر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط