بگذار تا بگریم، چون ابر در بهاران

بگذار تا بگریم، چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد ،روز وداع یاران

هر کو شراب فُرقت ،روزی چشیده باشد
داند که سخت باشد، قطع امیدواران

با ساربان بگویید ،احوال آب چشمم
تا بر شتر نبندد، محمل به روز باران

بگذاشتند ما را ،در دیده آب حسرت
گریان چو در قیامت ،چشم گناهکاران

ای صبح شب نشینان ،جانم به طاقت آمد
از بس که دیر ماندی، چون شام روزه داران

چندین که برشمردم ،از ماجرای عشقت
اندوه دل نگفتم؛ الا یک از هزاران...
#سعدی
دیدگاه ها (۲)

بگذار تا بگریم، چون ابر در بهارانکز سنگ ناله خیزد ،روز وداع ...

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران!کز سنگ ناله خیزد روز وداع ی...

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران😥

غزل شبانه - شماره 10 (از سعدی)بگذار تا بگرییم چون ابر در بها...

روز وداع یاران...

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهارانکز سنگ ناله خیزد روز وداع ی...

بگذار تا بگریم چون ابر در بهارانکز سنگ ناله خیزد روز وداع یا...

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهارانکز سنگ ناله خیزد روز وداع ی...

بهاران خجســـته باد

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط