{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرف...بسیار است...اما...اهل گفتن...نیستم

حرف...بسیار است...اما...اهل گفتن...نیستم
با...دلم...درگیرم...آری...با...تو...دشمن...نیستم
ساده می‌گویم... تو...را...این ‌روزها...گم کرده‌ام
چند روزی می‌شود...در...قید...بودن...نیستم
این که...از...او...می ‌نویسم...در...غزل‌هایم...تویی
آن که...از...او...می ‌نویسی...همچنان...من...نیستم
روح بی‌آلایشم...را...چشم‌هایت...حس نکرد
هیچ ‌گاه...این را...نفهمیدی...فقط...تن...نیستم
حرف‌هایم را...سکوتم...می‌زند...این...روزها
شاعر...این..."بیت‌های نیمه‌ جان"...من...نیستم
دیدگاه ها (۳)

یارو زنش دوقلو میزاد شب از نگرانی خوابش نمیبره میگه ………خدایا...

یکسال سال گذشت ، عمر کمی نیست !برای تو که دیگر نخواهم نوشت ،...

پارت ۱۳- *نگاهش را تا چویا دنبال می‌کنم* @ زیر دست جدید پیدا...

پارت ۱۵ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط