{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نمی دانم آیا

من نمی دانم آیا
مادرش هم او را
به اندازه ی #من دوست داشت!؟
دیدگاه ها (۱)

همیشه مشاعره با چشمانت را دوست داشتم پلک که میزدیبیت بعدی را...

تو را چگونه بناممکه لَخت‌لَخت توی ای عشقشده‌ست لخته ی خونیو ...

تو بانی تمام ِشاعرانه های ناشیانه ی منی...

لبخندت بی شک معجزه ی خداست؛در این عصرِ بی معجزِگی...

اندازه نگه دار که اندازه نکوست...

من هیچ چیز را در دنیا به اندازه تو دوست ندارم، آیا این عجیب ...

من خودم رو به اندازه ی قهوه دوست دارم 🙂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط