{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺗﺎ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻣﺪ ﻏﻤﺶ

ﺗﺎ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻣﺪ ﻏﻤﺶ
ﺍﺯﺳﯿﻨﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﺪ ﻧﻔﺲ
ﻧﺎﺯﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﮐﻪ
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﺮﺩ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ...
دیدگاه ها (۱)

کاش می دانستیتکرار "تو"برایمچقدرزندگی بخش است...درست مانند"ن...

ساده تر از این بلد نیستم که بگویمرهایم نکنکسی در این شهرجز م...

باید قبول کنیم دوستت دارم ها به نرخ روز شده، پایش که بیفتد ه...

ﺣﺎﻻ ﺩﻳﮕﺮﻧﻪ ﺍﺯ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺧﺒﺮﻱ ﻫﺴﺖﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻋﺠﺎﺯ ﺁﻥ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﻱ ﺁﺷﻨﺎﺍﺯ ...

ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ...

ـ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺍﺯ ﻋﺎﻟمی ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ 🤝ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺯﻥ ﺑﺎ...

#حکایت_قدیمی ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺑﺎﻏﺒﺎﻧﯽ ﻭ ﺑﯿﻞ ﺯﺩﻥ ﮔﺬ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط