{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حجرۀ عشاق دگر مشغله ای نیست

در حجرۀ عشّاق دگر، مشغله ای نیست
بازار، کساد است و دگر ولوله ای نیست

عشق است که هر جا به بهایی بفروشند
در این دل ناکام دگر حوصله ای نیست

عالم همه مست اند و دمی یاد ندارند
فردا که بیاید خبر از میکده ای نیست

فریاد از این رخوت منحوس دل آزار
بر شهر خموشان بنگر چلچله ای نیست

هر دم ز تمنای رخش، سوخته شمعی
تا آتش دوزخ که دگر فاصله ای نیست

در خاطر جانان، همه دیوانه ترینند...
افسوس بر عشقی که دگر مسئله ای نیست!

دیریست پریشان تر از احوال خزانیم...
دلبر به سلامت که ازین غم گله ای نیست.
دیدگاه ها (۱)

یک قدم مانده که قلبم متلاشی بشودمثل آنروز که وقتی تو نباشی ب...

یک عمر باید بگذردتا بفهمی بیشتر غصه هایی که خوردینه خوردنی ب...

با دلم قهر نکن بی تو دلم می گیرد"هستی" ام،بی تو همه هستی من ...

به سرم زد یک شب ناشناس امتحانش کنمبازیِ خطرناکی بود اما به ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط