{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از شهر ما باران رفت

از شهر ما باران رفت
بعد از کوچ نا بهنگامت و
عهد من و پاییز و آسمان

قسم خوردیم
پائیز وزان شود
آسمان بغض کند
و باران سهم چشمان من باشد
#فریبا_الف #ازدواج
دیدگاه ها (۲)

ای ز عشقت عالمی ویران شده، قصد این ویرانه کردی عاقبت #مولان...

در ببندید و بگویید که منجز او از همه کس بگسستمکس اگر گفت چرا...

گاهی خودت را از چشم آدم های دوست داشتنی ات پنهان کن همان ها...

برگ ها... تا مهر هم دوام می آوردند.خبر بی مهری پاییز،به گوشش...

تکاپو پارت ۶۷:ریتم هماهنگ قلب ها🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍همان نگاهِ نافذ در...

رمان: قلب یخی رئیس مافیاپارت اولباران شدیدی روی شیشه‌های عما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط