{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریودرخواستی رفیقم

#سناریو/درخواستی رفیقم
موضوع:اگه کاراکتر ها مریض شده باشن

دازای*
ا.ت:دازای بیا دارو هات رو آوردم
دازای:نوموخوام بد مزه هست
ا.ت:پس باید بریم دکتر
دازای:نههه باشه باشه میخورم

چویا*
ا.ت:چویا بیا دارو...
چویا:نههههه کی گفته من مریضم من عالی عالیم ببین
ا.ت:بیا میگم چرا مث بچه ها رفتار میکنی
چویا:اگه نیام؟
ا.ت:میریم دکتر
چویا:چشم

آتسوشی*
ایشون دارو هاش رو سر وقت میخوره و غر هم نمیزنه*

آکوتاگاوا*
ا.ت:آکو کجایی؟
در خونه باز میشه*
آکو:سلام
ا.ت:کجا بودی
اکو:رفتم ماموریت....(سرفه)
ا.ت:با این وضعیتت رفتی ماموریت؟؟؟
آکو:آخه کی گفته من مریضم
ا.ت:من الانم برو استراحت کن تا من برات سوپ آماده کنم
آکو:هی خدا چه بدبختیم من
دیدگاه ها (۱)

#سناریو/درخواستی رفیقمموضوع:اگه با یک پسر دیگه مارو ببیننداز...

#سناریو/درخواستی رفیقمموضوع:اگه تو ماموریت آسیب ببینیمدازای*...

کراش جدیدددد

#سناریو درخواستی رفیقم.موضوع:اگه ما حسمون رو به اونا تو دفتر...

پارت سه _____________________ویو چویا یک هفته بعد نزدیک ۹ رو...

خون شیرین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط