سناریودرخواستی رفیقم
#سناریو/درخواستی رفیقم
موضوع:اگه کاراکتر ها مریض شده باشن
دازای*
ا.ت:دازای بیا دارو هات رو آوردم
دازای:نوموخوام بد مزه هست
ا.ت:پس باید بریم دکتر
دازای:نههه باشه باشه میخورم
چویا*
ا.ت:چویا بیا دارو...
چویا:نههههه کی گفته من مریضم من عالی عالیم ببین
ا.ت:بیا میگم چرا مث بچه ها رفتار میکنی
چویا:اگه نیام؟
ا.ت:میریم دکتر
چویا:چشم
آتسوشی*
ایشون دارو هاش رو سر وقت میخوره و غر هم نمیزنه*
آکوتاگاوا*
ا.ت:آکو کجایی؟
در خونه باز میشه*
آکو:سلام
ا.ت:کجا بودی
اکو:رفتم ماموریت....(سرفه)
ا.ت:با این وضعیتت رفتی ماموریت؟؟؟
آکو:آخه کی گفته من مریضم
ا.ت:من الانم برو استراحت کن تا من برات سوپ آماده کنم
آکو:هی خدا چه بدبختیم من
موضوع:اگه کاراکتر ها مریض شده باشن
دازای*
ا.ت:دازای بیا دارو هات رو آوردم
دازای:نوموخوام بد مزه هست
ا.ت:پس باید بریم دکتر
دازای:نههه باشه باشه میخورم
چویا*
ا.ت:چویا بیا دارو...
چویا:نههههه کی گفته من مریضم من عالی عالیم ببین
ا.ت:بیا میگم چرا مث بچه ها رفتار میکنی
چویا:اگه نیام؟
ا.ت:میریم دکتر
چویا:چشم
آتسوشی*
ایشون دارو هاش رو سر وقت میخوره و غر هم نمیزنه*
آکوتاگاوا*
ا.ت:آکو کجایی؟
در خونه باز میشه*
آکو:سلام
ا.ت:کجا بودی
اکو:رفتم ماموریت....(سرفه)
ا.ت:با این وضعیتت رفتی ماموریت؟؟؟
آکو:آخه کی گفته من مریضم
ا.ت:من الانم برو استراحت کن تا من برات سوپ آماده کنم
آکو:هی خدا چه بدبختیم من
- ۲.۳k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط