{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از در درآمدی من از خود به در شدم

از در درآمدی من از خود به در شدم
گفتی کز این جهان به جهانی دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر می دهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم
چون شبنم افتاده بدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسیده و به عیوق بر شدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود بدید م و مشتاقتر شدم
دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی بعد پای رفتم چندی به سر شدم
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنو
از پای تا به سر همه سمع و بصر,شدم
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم
بیزارم از وفایی تو یک روز و یک زمان
مجموعه اگ نشستم و خرسند اگر شدم
او را خود التفات نبودشم به صید من
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
دیدگاه ها (۲)

...از در درآمدی و من از خود به درشدمگفتی کز این جهان به جهان...

از در درآمدی و من از خود به درشدمگفتی کز این جهان به جهان دگ...

از در درآمدی و من از خود به درشدمگفتی کز این جهان به جهان دگ...

از در درآمدی و من از خود به در شدم گفتی کز این جهان به جهان...

از در درآمدی و من از خود به در شدمگفتی کز این جهان به جهان د...

از در درآمدی و من از خود به در شدمگفتی کز این جهان به جهان د...

از در در آمدی و من از خود به در شدم گویی کز این جهان به جهان...

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاقساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدمدستم...

گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوستصاحب خبر بیامد و من بی‌خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط