روز های بی تو بودن چه غریبانه از پی هم ورق میخورند
روز های بی تو بودن چه غریبانه از پی هم ورق میخورند
از پشت پنجره انتظار نگاهی را میکشم که همه احساسم را نثار قطره های بلورین اشکش نمایم
برگرد و دیوار فاصله ها را بشکن
دستان پر غرورت را سایبانم کن
تو پناه این خسته دلی پس،رهایم نکن
برگرد
اگر نیایی دلم برایت تنگ میشود آنقدر که جز تو چیزی در آن جای نخواهد گرفت
اگر صدایم نکنی بی صدا فریاد میشوم و به جای سکوت خود میشکنم
اگر حرفهایم را باور نکنی تمام وجودم ابری میشود
وچشمانی که تو میپرستیدیش
تا ابد بارانی خواهند ماند.
از پشت پنجره انتظار نگاهی را میکشم که همه احساسم را نثار قطره های بلورین اشکش نمایم
برگرد و دیوار فاصله ها را بشکن
دستان پر غرورت را سایبانم کن
تو پناه این خسته دلی پس،رهایم نکن
برگرد
اگر نیایی دلم برایت تنگ میشود آنقدر که جز تو چیزی در آن جای نخواهد گرفت
اگر صدایم نکنی بی صدا فریاد میشوم و به جای سکوت خود میشکنم
اگر حرفهایم را باور نکنی تمام وجودم ابری میشود
وچشمانی که تو میپرستیدیش
تا ابد بارانی خواهند ماند.
- ۲۸۷
- ۱۲ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط