{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ تو کیستی که پراکنده در هوای منی

‌ تو کیستی که پراکنده در هوای منی
تنیده ای به وجودم ولی سوای منی

کجای زمزمه هایم،کجای حادثه ای؟
کجا بجویمت ای جان،که ناکجای منی

گره زدی به نگاهت کلاف چشم مرا
به این گره زدنت هم گره گشای منی

درین هجوم سیاهی که ماه پیدا نیست
چه باکم از بیراهه؟که روشنای منی

کسی شبیه تو درمن،مرا به دریا برد
رسیده ام به یقین:این که ناخدای منی

سوال کرده ام عمری:چرا...چرا...واینک
تویی که پاسخ صدها چرا چرای منی

ولی سوال بدون جواب مانده ی من:
تو ای غریبه که هستی که آشنای منی. ╔═ 🌸 🌸 🌸 ══════╗
╚══════ 🌸 🌸 🌸 ═╝
دیدگاه ها (۱)

سهم من از تو فقط حسرت و ویران شدن استپرسه و گیج زدن توی خیاب...

دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرموچکه چکه می چکم...به سطر ها...

ﺳﺮ ﮔﯿﺴﻮﯼ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻣﺸﺖ ﮔﺮﻩ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﯼ ﺑﺎﺩﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط