{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}



در نیست
در نیست
راه نیست
شب نیست
ماه نیست
نه روز و
نه آفتاب،

ما
بیرون زمان
ایستاده‌ایم
با دشنه تلخی
در گرده‌هایمان

هیچ‌کس
با هیچ‌کس
سخن نمی‌گوید

که خاموشی
به هزار زبان
در سخن است
در مُرده‌گان خویش
نظر می‌بندیم
با طرح خنده‌ای،
و نوبت خود را انتظار می‌کشیم
بی‌ هیچ
خنده‌ای !
#شاملوی_بزرگ
دیدگاه ها (۳)

به زمین می زنی و می شکنیعاقبت شیشه امیدی راسخت مغروری و می س...

صنما جفا رها کن کرم این روا نداردبنگر به سوی دردی که ز کس دو...

‌بی تـو...

*زبان فارسی ما دارد خفه می‌شود! نه با گلوله، نه با سانسور......

قاصدِ دلتنگیما همان بچه‌هایی بودیم که انگار تمام جهان در کف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط