{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ریکشن بلولاک

ریکشن بلولاک✨💙
موضوع: اگه برای دیدن تمرینش بدون اینکه بهش بگی بری و و بقیه بچه ها از رابطتون خبر ندارن و تو اونو می بوسی....
(در خواستی 🗣️)

پارت ۱ ⁦⁽⁠⁽⁠ଘ⁠(⁠ ⁠ˊ⁠ᵕ⁠ˋ⁠ ⁠)⁠ଓ⁠⁾⁠⁾⁩

ایساگی🧩: تمرین ایساگی تموم شده بود و روی چمن ها نشسته بود و داشت به نقشه های جدیدش فکر می کرد که سریع نزدیکش شدی و اومدی بقلش نشستی و دستش رو گرفتی و بوسیدیش. رین کامل خشکش زده بود و تعجب کرده بود . شیدو که از دور نگاه می کرد یه ثانیه قرمز شد و به ایساگی حسودیش شد و باچیرا اومد نزدیک تو و گفت ایساگی رو از من ندزد دوست خودمه تو هم خندیدی و خودت رو به اعضا معرفی کردی.

باچیرا🐝: داشت با ایکو حرف می زد که دفاع فوق العاده ای داره که یهو تو از پشت پریدی رو کولش باچیرا هم از پشت گرفتت که محکم به زمین نخوری . آروم گذاشتت رو زمین تو هم دستات رو دور گردن باچیرا انداختی و بوسیدیش و ایکو گفت « هی باچیرا نگفتی دوست دختر داری🗿» « نه ایکو دوست دخترم نیست عشق زندگیمه» بعد باچیرا بهت گفت که که یه ثانیه بری با ایکو کار داره . تو هم رفتی و باچیرا از ایکو کلی سوال پرسید که چجوری با تو باید لاس بزنه.

ناگی 🤍: بعد از کلی پاس کاری با رئو خیلی خوابش میومد و داشت می افتاد رفت رو نیم کت نشست اینقدر خوابش میومد که متوجه نشد تو اومدی پیشش. تو اومدی و بغل دستش نشستی سر ناگی رو آروم با دستات گرفتی و گذاشتی رو پاهات .ناگی هم چشماش رو آروم بست تو هم مقاومت نکردی و از بالای سرش لبات رو رو لباش گذاشتی و ناگی هم جوابت رو داد ولی بعد از چند دقیقه هر دوتون نفس کم آوردین و جدا شدین. رئو اون پشت که همه چیز رو دیده بود داشت گریه می کرد و خوشحال بود چیگیری هم خیلی خوشحال بود دوستش عاشق یه دختری شده.

رئو 💸: از ایگو اجازه گرفته بود که امروز تو رو ببره بیرون بعد تمرین رفت تو رخت کن که کت و شلوارش رو بپوشه تو هم آروم به رئو از پشت رئو رو بغل کردی رئو هم سریع چرخید چونتو گرفت به صورت خودش نزدیک کرد و مثل وحشی ها بوسیدت وقتی لبش رو ازت جدا کرد لبت یکم زخم شد ولی تو برات مهم نبود . تو قیافه ناگی کلمه وات ده فاک موج می زد و سندو از اون دور حسودیش شده بود که تو یه بازیگر هالیوودی داری ولی اونم تو شک بود .

بارو👑: خیلی عصبی بود چون نتونسته بود که ایساگی رو تو بازی تمرینی شکست بده و تمام رگ های دستش زده بود بیرون . تو هم از دور متوجه شدی دویدی سمتش و بغلش کردی . بارو به طرز عجیبی آروم شد و اونم بغلت کرد و موهاتو نوازش کرد . رو نوک پاهات وایسادی و دستت رو رو سینه اش گذاشتی و بوسیدیش . ایساگی که پشماش ریخته بود و به بارو نزدیک شد و گفت « بارو از تو بعید بود دختر باز باشی😁» « هی ایساگی خفه شو دیگه»( ایساگی لفت داد از زندگی، بچه شاشید تو خودش🤣🤣)

رین🍀:رو زمین خوابیده بود و داشت سقف رو نگاه می کرد اومدی و روش دراز کشیدی و سرت رو تو سینه رین فرو بردی و بعد سرت رو آوردی بالا و تو چشمای رین نگاه کردی ، رین کاملا سرخ شده بود حتی گوشاش( چه کیوت) صورتتو نزدیک به رین کردی اول گونشو بوسیدی بعد لباش رو رین داشت از خجالت آب میشد باچیرا هم اون پشت داشت قهقه میزد و کله آنتنی(شیدو ) پخش زمین شده بود (🤣🤣) در آخر هم رین رفت دهن باچیرا و شیدو رو سرویس کرد .

پارت بعدی هم فردا می نویسم
ببخشید اگه ریدم😭😭😭😭😭
درخواست دارید بگید😁
بوس
دیدگاه ها (۶)

سلام گوگولی ها می خوام یه تک پارتی بنویسم از بلولاک کدوم شخص...

کاسپلی بلولاک ✨💙

این چه سمیه آخه🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣😅🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

ریکشن بلولاک 💙✨موضوع : چطوری بهت میگن دوست دارن ایساگی🧩: با ...

شیدو 😈❤️‍🔥شیطان بلو لاک ...#انیمه #مانگا #ژاپنی #مانهوا #بلو...

❤️‍🔥 بارو و چیگیری در یک قاب +😌🤌...#انیمه #مانگا #ژاپنی #مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط