{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کس نزد هرگز در غمخانه‌ی اهل وفا

کس نزد هرگز در غمخانه‌ی اهل وفا

گر بدو گویند بر در ، کیست گوید آشنا

چیست باز این زود رفتن یا چنین دیر آمدن

بعد عمری کامدی بنشین زمانی پیش ما

چون نمی‌آید به ساحل غرقه‌ی دریای عشق

می‌زند بیهوده از بهر چه چندین دست و پا

گفته‌ای هر جا که می‌بینم فلان را می‌کشم

خوش نویدی داده‌ای اما نمی‌آری بجا

چهره خاک آلود وحشی می‌رسد چون گرد باد

از کجا می‌آید این دیوانه‌ی سر در هوا.
دیدگاه ها (۲)

می‌خواست فلک که تلخ کامم بکشد ناکرده‌ی می طرب به جامم، بکشد...

خانه های قدیمی را دوست دارم، چایی همیشه دم است روی سماور تو...

عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او/ داد رسوایی من شهرت زیبایی او...

تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است یک منزل از آن بادیه‌ی عشق م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط