{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم

امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند

از گوشهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم

رم دادن صید خود از آغاز غلط بود

حالا که رماندی و رمیدیم ، رمیدیم...
.
.
.
#چاوشیست
دیدگاه ها (۱)

بگو چه مرگته که دوباره میخونی! دوباره بی فایدس خودت که میدون...

میبینمش هنوز از پشت پنجره ؛هی دست تکون میدم، هی داد میزنم، ا...

میپرم از خواب شب و لباسم و تن میکنم،چراغ و روشن میکنم،خونه ر...

بختک رو زندگیمون ، افتاده پا نمیشه، با گریه هیچ دردی ، از م...

⌝‌ما از آن پاك دلانیم ك ز کس کینه نداریم،یک شهر پر از دشمن‌ ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 یاران، غمم خورید، که غمخوار مانده‌ام...

داستان سهراب و پریسا نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط