{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مقابل دریا که می رسم

مقابل دریا که می رسم
فقط برای چشمهایت دعا می کنم 
اما تو هرگز مستجاب نمی شوی 
ببار ... 
ببار که باز باورت کنم 
ببار در همین کوچه پس کوچه های بارانی 
ببار در همین کوچه مهتاب 
راستی قرارمان "همان ساعت "

نمی دانم 
ساعت لجوجی که هیچ عقربه ای 
روی شانه هایش به خواب نمی رود 
یادت نرود 
تو ، همیشه فرصت کوتاه منی برای شعر 
تا می آیم زمزمه ات کنم 
زود تمام می شوی 
می دانم سالهاست 
ساعت قرارمان 
یک دقیقه به هیچ است 
و من همیشه فقط یک دقیقه
دیر می رسم ...
دیدگاه ها (۱)

تصویرت را در آب دیدمتو رفتیمن به دنبال رودخانه راه افتادم .....

# پس زمینه ...

تنهایی،مهربانم کرده است!شبیه سربازی کهاز روی برجک دیده‌بانی،...

قایقت می شوم بادبانم باشبگذار هر چه حرف پشتمان می زنند مردمب...

عشق تو به تار و پود جانم بسته است بي روي تو درهاي جهانم بسته...

ڪنارم که هَستی زمان هم دستپاچه می شود عقربه ها دو تا یکی میپ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط