و سالها بعد...
و سالها بعد...
شاید تو مرا نشناسی...
اما من هنوزم با تصور چهره ات بخوابم...
شاید یک تشابه اسمی ویرانم کند...
و تو حتی اسم مرا به یاد نیاوری...
سالها بعد...
آه...
تو اکنون مرا یه باد فراموشی سپرده اے...
وای به سالہــای بعد...
امان از این دل دیوانه ی سرکش
میداند نمیخواهنش...
اما مانند کودکی که مادرش پول ندارد...
تقاضای خرید اسباب بازی میکند...
شاید تو مرا نشناسی...
اما من هنوزم با تصور چهره ات بخوابم...
شاید یک تشابه اسمی ویرانم کند...
و تو حتی اسم مرا به یاد نیاوری...
سالها بعد...
آه...
تو اکنون مرا یه باد فراموشی سپرده اے...
وای به سالہــای بعد...
امان از این دل دیوانه ی سرکش
میداند نمیخواهنش...
اما مانند کودکی که مادرش پول ندارد...
تقاضای خرید اسباب بازی میکند...
- ۷۴۸
- ۰۹ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط