#شعر_قدیمی
#شعر_قدیمی
🍃در زلف ناامیدی روی امید باشد
صبح امید یعقوب چشم سفید باشد
✨بید از ثمر نظر بست وصل نبات دریافت
عاشق ز ترک لذّت چون ناامید باشد؟
🍃در روستای مشرب هر روز روز عید است
در شهر بندِ مذهب سالی دو عید باشد
✨بر خانهٔ وجودم از دل زده است گردون
قفلی که آه و فریاد آن را کلید باشد
🍃عاشق نمیتوان گفت دیوانه مشربان را
هرکس به خون نغلطید اینجا شهید باشد
✨از جوی شیر شستیم دست امیدواری
تا چند قاصد ما این پی سفید باشد؟
🍃دوران ناامیدی سرحلقهٔ امید است
صائب ز ناامیدی چون ناامید باشد؟
#صائب_تبریزی
🍃در زلف ناامیدی روی امید باشد
صبح امید یعقوب چشم سفید باشد
✨بید از ثمر نظر بست وصل نبات دریافت
عاشق ز ترک لذّت چون ناامید باشد؟
🍃در روستای مشرب هر روز روز عید است
در شهر بندِ مذهب سالی دو عید باشد
✨بر خانهٔ وجودم از دل زده است گردون
قفلی که آه و فریاد آن را کلید باشد
🍃عاشق نمیتوان گفت دیوانه مشربان را
هرکس به خون نغلطید اینجا شهید باشد
✨از جوی شیر شستیم دست امیدواری
تا چند قاصد ما این پی سفید باشد؟
🍃دوران ناامیدی سرحلقهٔ امید است
صائب ز ناامیدی چون ناامید باشد؟
#صائب_تبریزی
- ۲۸۱
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط